محمد خزائلى
63
شرح بوستان ( فارسى )
نگهدار يا رب به چشم ( 1 ) خودش * بپرهيز ( 2 ) از آسيب چشم بدش خدايا در آفاق ، نامى ( 3 ) كنش * به توفيق طاعت گرامى كنش مقيمش در انصاف و تقوى بدار * مرادش به دنيا و عقبى ( 4 ) برآر غم از دشمن ناپسندش مباد * وز انديشه بر دل گزندش مباد بهشتى درخت آورد چون تو بار * پسر نامجوى و پدر نامدار از آن خاندان ، خير ، بيگانه دان * كه باشند بدخواه اين خاندان زهى دين و دانش ، زهى عدل و داد * زهى ملك و دولت كه پاينده باد نگنجد ( 5 ) كرمهاى حق در قياس * چه خدمت گزارد زبان سپاس ! خدايا تو اين شاه درويش دوست * كه آسايش خلق در ظل اوست ، بسى بر سر خلق پايندهدار * به توفيق طاعت ، دلش زنده دار . . . . . . . . . .